صلوات بر من مايه اجابت دعا و پاکي اعمال شماست.

 پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم

 
Mitra Global CMS
Mitra Global CMS
 
به مفید؛ برای تاریخ چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط حسین غفاری   
شنبه ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۴۷
«آن چه در ادامه می آید قسمت هایی از یک نامه ی طولانی است که به مناسبت خاصی، در زمان خاصی، خطاب به شخص خاصی نوشته شده و امروز و با گذشت زمان از حساسیت های سیاسی آن کاسته و به قابلیت های تاریخی اش افزوده شده است.
به درخواست برخی از دوستان، قسمت هایی از این نوشته ی بلند را جهت ثبت در تاریخ در این خانه منتشر می کنم.»
در اين نوشتار، تلاش مي كنم تا هر چه موجزتر سخن بگويم؛ بلكه بيان حجم عظيم افكار و خواطر ميسّر گردد.
...
اگر مفيد را به يك كشور تشبيه كنيم و ساير مدارس هم در كنار هم، جهان مدارس را تشكيل دهند، روزگاري نه چندان دور، مفيد يكي از ابرقدرت‌هاي اين جهان به شمار مي‌رفت. سهم مهمي از جريان سازي، فرهنگ‌سازي و خط‌دهي فكري مدارس اسلامي در زماني نه چندان دور بر دوش مفيد بود. اما به دلايل گوناگون اين اقتدار و قدرت رو به افول گذاشته و پيدايش رقبا و ضعف هاي داخلي مي‌رود كه اين امپراطور قديمي را از صحنه‌هاي رقابت‌ها و منازعات جهاني دور كند.
1. تصور مي كنم اصولاً مديريت مجتمع از «نگاه جهاني» تهي شده‌است. يعني اعتقادي به اين كه مفيد بايد پيشگام و الگوي ساير مدارس باشد وجود ندارد. دليل اين امر را هم نداشتن هدف جهاني مي‌دانم. متأسفانه انديشه‌ي سياسي مجتمع (فارغ از سرخوردگي‌هاي فعلي اجتماعي) فاقد خصلت‌هاي شجاعت، جسارت و مبارزه‌طلبي است و تقديراً دچار رخوت و ركود خواهد شد.
2. انديشه‌ي سياسي مجتمع تمايلي براي ابرقدرت شدن ندارد؛ چون خط مشي سياسي مجتمع از مقتضيات جامعه‌ي ديني امروز فاصله گرفته است. نگاه آخرالزماني به عالم حكم مي‌كند كه الگو بسازيم و الگو باشيم. مؤسسين مفيد به دنبال تربيت شهروندانِ مطلوبِ جامعه‌ي امام زماني بوده‌اند. اما بعد از سي سال، خروجيِ مفيد شهروندانِ مطيع دهكده‌ي جهاني آمريكايي هستند.
3. تكبر و غرور در اين انديشه موج مي‌زند و به هيچ وجه نصايحِ پيران و دل‌سوزانِ اين مُلك را نمي‌پذيرد. درست برخلاف ژست‌هاي سياسي انديشه‌ي مجتمع.
4. به دليل عدم انتقادپذيري، نيازي هم به حضور منتقدين در مجموعه احساس نمي‌شود. لذا به تدريج از تعداد منتقدين كاسته (حذف) و به تعداد آدم هاي گوش به فرمان اضافه‌ مي‌گردد. اين گونه، «مديريت آسان» جايگزين «مديريت صحيح» شده است...
...
هر كس چهار واحد اقتصاد خرد و كلان پاس كرده باشد، مفهوم مزيت نسبي و مطلق را مي‌داند و به كاربرد اساسي اين مفاهيم در برنامه‌ريزي‌ها و تصميم‌گيري‌ها آگاه است. در زمينه‌ي تربيت، مملكت مفيد امروز نسبت به ساير ممالك هم‌جوار و مشترك المنافع و متضاد المنافع و ... يك مزيت نسبي و يك مزيت مطلق دارد. اگر مايليد با ديگر كشورها رقابت كنيد و با پيشي گرفتن در اين رقابت، منافعتان را تأمين كنيد، بايد اين دو مزيت را به خوبي بشناسيد و بر روي آن‌ها سرمايه گذاري كنيد. شما نياز به يك تيم حرفه‌اي در هر زمينه داريد تا بتوانند موانع توسعه را شناسايي و برطرف سازند.

* اردوي جهادي، يك مزيت نسبي
هر چند بيست سال پيش «اردوي جهادي» مزيت مطلق مفيد نسبت به ساير رقبا به حساب مي‌آمد، اما امروز صرفاً سابقه‌ي دراز مفيد در اين كار، هنوز آن را به عنوان يك مزيت نسبي باقي نگه داشته است.
اردوي جهادي دبيرستان در سنوات اخير به شدت استحاله شده است. تكرار كليشه هاي خودساخته در سال‌هاي اخير، جهادي دبيرستان را از درون تهي ساخته است. وقتي از مسؤول اجرايي چند سال اخير پرسيدم كه: «چرا هر سال بوشهر را براي برگزاري اردو انتخاب مي كنيد؟» پاسخ شنيدم: «ما براي بوشهر رفتن مشكلي نداريم!»
اين يعني يك نگاه استحاله شده. يعني مكان يابي اردوي جهادي وابستگي تام به راحتي ما دارد. و الا محروم بودن منطقه، سختي كار، تجربه‌ي كار جديد، پويايي سيستم و آرمان‌خواهي و روحيه‌ي مبارزه طلبي و ... اهميت كمتري دارد. جالب اين‌جاست كه علت اين مشكل را بر گردن دانش‌آموزان مي‌اندازيم و مي‌گوييم اين نسل طاقت اين كارها و فشارها را ندارد. حاصلِ فرايند تربيتي چنين اردويي، فارغ‌التحصيلانِ راحت‌طلب و بي‌دغدغه و بي‌خاصيتي است كه حالا پسوند جهادگر هم يدك مي‌كشند و در خيال خود بار مسؤوليت اجتماعي به دوش كشيده‌اند و زكات بدنشان را هم داده‌اند و مي‌توانند فارغ‌ از دغدغه‌ عذاب وجدان، به زندگي آسوده‌ي شهري خود بپردازند. اين فارغ‌التحصيل به هيچ دردي نمي‌خورد. يك طبل تو خالي است كه كلاه بزرگي سرش رفته. هر چند خانواده‌ي او از همين راضي باشند: فرزندشان از يك مانور نمايشي با دشمن فرضي بازگشته و ژستِ فرماندهان بزرگ عمليات‌هاي خونين به خود مي‌گيرد. كادر مدرسه هم به همين راضي است. كارِ بي‌خطر كردن زحمتي ندارد. تازه حقوق هم مي‌دهند.
توليد چنين فارغ‌الحصيلاني باعث شده امروز اهدافي چون «حفظ جمع ارزشمند مفيد» ، «دور هم بودن و ديدن دوستان قديم و جديد» و... تنه به تنه‌ي هدف اصلي اردوي جهادي فارغ‌التحصيلان بزند و در جَوّ داخلي اردو، بحث‌هايي چون هدف از مسافرت جهادي و مجادله پيرامون اصلِ جهاد و مصاديق آن، جاي خود را به بحث‌هاي نازلي چون منابع تأمين مالي اردو و كمبود امكانات رفاهي و برنامه هاي فرهنگي داخلي بدهد. متأسفانه امروز برآيند اين مشكلاتِ برخواسته از منش دبيرستان، اردوي باسابقه‌ي فارغ‌التحصيلان را، در مقايسه با كپي هاي بهتر از اصلِ دانش‌جويي، از نظر اجرايي و عقيدتي، نحيف جلوه مي‌دهد.
اين آفت ناشي از اردوي جهادي دبيرستان مفيد است. حال آن كه با يك نگاه استراتژيك، اين حركت ارزشمند مي‌تواند مزيت نسبي مفيد نسبت به ساير رقبا باشد. محافظه كاري، بله قربان گويي و تكرار مكررات بايد از رگ و پوست جهادي دبيرستان خارج شود و روح نشاط و خطر كردن و مبارزه در آن دميده شود. وظيفه‌ي امروز شما بسيار سنگين است و بايد براي ايجاد اين تغيير «هزينه» كنيد. در پيش گرفتن «سياست انقباض مالي» در مورد مزيت‌هاي نسبي عاقلانه نيست. زيرا شما براي كسب درآمد بايد سرمايه گذاري كنيد و از نظر عقلي، محل سرمايه‌گذاري، مزيت‌هاي نسبي است. سياست انقباض مالي در ساير بخش‌هاي غير مزيتي اعمال مي‌شود تا بتوان در مزيت‌هاي نسبي و مطلق بيش‌تر سرمايه‌گذاري كرد.

* هفته‌ي شهدا، يك مزيت مطلق
در دنياي واقعي و جهان اقتصاد به ندرت چيزي به اسم «مزيت مطلق» وجود خارجي پيدا مي كند. (چون تقريباً همه چيز با پول خريدني است) اما در مقولات اجتماعي و فرهنگي بيشتر با اين گزينه روبرو مي‌شويم.
«مزيت مطلق» برتري شما نسبت به كل مجموعه‌ي مادر است،‌ به گونه‌اي كه ساير اعضاي مجموعه‌ي مادر مطلقاً توانايي رقابت كردن با شما در آن زمينه را نداشته باشند. طبيعتاً بيش‌ترين عوايد، از سرمايه‌گذاري بر روي مزيت‌هاي مطلق حاصل مي‌گردد. اما مي‌دانيم كه بي‌رقيب بودن همواره ركود را در پي‌دارد و اين آفتِ مزيت‌هاي مطلق است. مشاوران ارشد سيستم‌ها، براي جلوگيري از اين آسيب، به تشكيل حزب‌هاي فكري متضاد درون سيستمي اقدام مي‌كنند تا مسؤولين اجرايي اصطلاحاً «به خواب نروند». رسانه‌هاي جمعي هم، به عنوان كم هزينه‌ترين اهرم اين حزب‌ها، مدام با فشارهاي تبليغاتي و شگردهاي خاص ديگر، مخالفت هايي انجام مي‌دهند تا دولت‌مردان در انجام وظايف خود راسخ‌تر باشند.
متأسفانه فقدان ديدِ بلندمدت و استراتژيك در مديريت كلان و مياني مجتمع مفيد و عدم پذيرش مسؤوليت در قبال آينده و آيندگان، باعث «به خواب رفتن» سيستم در تنها مزيت مطلق مجموعه شده‌است.

«مفيد» براي من و دوستانم مهم است؛ نه براي اين كه زماني در آن درس خوانده‌ايم؛ ...؛ نه براي اين كه آينده‌ي شغلي ما باشد. «مفيد» يك رسالت است. يك هويت است. حركتي براي انسان سازي. هر چند ... نخواهيد شانه زير اين بار بدهيد.
(و دقيقاً به همين دليل است كه حتي بعد از تمام بي‌مهري‌هاي جاري، امروز نيز وقتي سيستمِ به اصطلاح دانش‌آموزي مدرسه در آستانه‌ي هفته‌ي شهدا در كارها وا مي‌ماند، با چند تماس تلفني كوتاه، اين فارغ‌التحصيلان تمام خاطراتي كه از شما و كار كردن در سيستم شما دارند كنار مي‌گذارند و بي‌چشم‌داشت به كمك مي‌شتابند. شايد از همين روست كه ناخودآگاه و بدون اطلاعِ دقيق از حجم و اندازه‌ي واقعيِ حضورِ فارغ‌التحصيلان در برنامه‌ها، آن‌ها را كنار مي‌گذاريد و كارِ خود را دانش‌آموزي مي‌ناميد!)

در آن سند تاريخي (نامه ی سرگشاده...)، مجموعه‌اي از فعال‌ترين فارغ‌التحصيلان مفيد در كار هفته‌ي شهدا، دو خواسته‌ي مهم خود را از مجموعه مفيد اين گونه بيان كرده‌اند:
1. تدوين اساسنامه‌ي هفته‌ي شهدا براي ايجاد ثبات جهت برنامه ريزي بلند مدت
2. تعيين متولي ثابت برنامه‌ي شهدا در مدرسه براي پيگيري و اجراي برنامه ريزي بلند مدت

چند ماه بعد از آن، همان مجموعه از فارغ‌التحصيلان كه براي برگزاري هفته‌ي شهداي سال 84 دعوت به همكاري شده‌بودند، در يك جلسه‌ي خصوصي، سند منتشر نشده‌ي ديگري تنظيم كردند كه در آن استراتژي‌هاي اصلي برگزاري هفته‌ي شهداي آن سال به اين شرح تعيين شده بود:
1. كارِ دانش‌آموزي با هدفِ تربيت دانش‌آموزان توانمند و بصير و حرفه‌اي براي كار در سال‌هاي آينده كه احتمال مي‌رود حضور اجرايي فارغ‌التحصيلان كم‌رنگ شود.
2. ايجاد زيرساخت‌‌هاي لازم و كافي براي كارِ شهدا در مدرسه تا نسل آينده كه دسترسي كم‌تري به منابع دسته اول از قبيل همرزمان و خانواده شهدا و ... دارد، بي‌بهره نماند.
3. فرايندسازي اجراي برنامه‌ي هفته‌ي شهدا در اركان مدرسه تا در سال‌هاي آينده كه امكان حضور فكري فارغ‌التحصيلان كم‌تر مي شود، نهادهاي غيرمتخصصِ حاضر در مدرسه (گروه‌هاي آموزشي، معاونت اجرايي، معلمين راهنما و ...) با مشكل اجرايي كم‌تري روبرو شوند و از تجربياتي كه در سال‌هاي 83 و 84 به دست آمده است به صورت عملي استفاده كنند.
...
اگر نگاهي به آينده داريد، بايد براي آن برنامه‌ريزي كنيد و براي اجراي برنامه هايتان هزينه نماييد.
... طرح جامع سه ساله اي را به تصويب برسانيد كه در آن تعداد زيادي پروژه‌ي كوچك دانش آموزي با نظارت يك متولي ثابت و همكاري فارغ‌التحصيلانِ باتجربه‌ي مطلوب (به عنوان استاد راهنما) به انجام برسد و انباريِ اطلاعاتِ شهداي دبيرستان، به يك آرشيو واقعي و قابل اعتماد از لحاظ تربيتي و تاريخي با فهرست‌نويسي‌هاي معتبر و كاربردي تبديل شود. در كنارِ آن، تعداد زيادي محصولِ با كيفيت قابل ارائه (از قبيل كتاب داستان، كتاب خاطره، شعر، پوستر و تصويرسازي، سرود، نمايشنامه، فيلم‌نامه، نرم افزارهاي چندرسانه‌اي، جزوه ها و بروشورهاي معرفي و تبليغي و ...) توليد خواهد شد كه سال‌هاي سال مورد استفاده‌ي همگان قرار مي گيرد.
...
در يك برآورد كلي سه ساله، هر سال حداقل بيست گروه دو نفره دانش آموزي با هدايت 5 استاد راهنما زندگي‌نامه و داستان زندگي همه‌ي شهدا را تدوين خواهند كرد و در عرض دو سال يك گروه ده نفره دانش‌آموزي، مجموعه‌ي تصاوير شهدا را (بالغ بر 2500 قطعه عكس) ويرايش و ارائه مي‌كنند. همچنين به موازات اين فعاليت‌ها، ديگر آفرينش‌هاي ادبي و هنري نيز قابل پيگيري خواهد بود.
براي شروع هر كدام از پروژه‌‌ها كلاس‌هاي فشرده و كوتاه مدت آموزشي تخصصي از قبيل فن مصاحبه، نويسندگي، مستندسازي، مباني هنري، ابزارهاي رايانه‌اي و مديريت براي داوطلبان برگزار مي‌شود و در صورت موفقيت در آزمون هر دوره، اجازه‌ي انجام پروژه داده خواهد شد.
نكته‌ي مهم، مجزا بودن فعاليت اين ستاد، كه به آن «ستاد توليد، توسعه و تثبيت محتواي بزرگداشت شهداي مفيد» مي‌گويم، از فعاليت‌هاي جاري و روزمره‌ي هفته‌ي شهداست. فرض مي‌كنيم شوراي معلمين راهنما حق خواهد داشت در طول اين سه سال هر بلايي دوست دارد بر سر برنامه هاي جاري هفته‌ي شهدا بياورد. اصلاً آن را تعطيل كند. اما اين ربطي به فعاليت ستاد نخواهد داشت. اين ستاد مثلِ يك پيمان‌كار بيروني با دبيرستان و يا مجتمع قراردادي امضا مي‌كند و طبق قوانين و مقررات مفيد به فعاليت درون سيستمي مي‌پردازد. تمامي برنامه‌ها و افراد خارجي دخيل در آن (منطبق با چهارچوب‌هاي قرارداد) به تأييد شوراي دبيرستان مي‌رسند و گزارش كارها و روند پيشرفت پروژ‌ه‌ها به اطلاع شورا خواهد رسيد.
...
شايد اين پيشنهاد در نگاه اول، خام و بي پشتوانه به نظر برسد؛ اما در حقيقت مباني نظري و عملي قابل دفاعي دارد كه صرفاً با يك نگاه بلندمدت و جهاني مي‌توان آن را پذيرفت... شما مجبور خواهيد شد بودجه‌ي مستقل و جداگانه‌اي را به اين امر اختصاص دهيد. از آن جايي كه مدارس مفيد استقلال مالي ندارند و مدير فقط اجرا كننده‌ي دستورات مجتمع است، لازم خواهد بود كه به نحوي مجتمع را همراهِ خود سازيد. در آن صورت ممكن است بخواهيد وسعت طرح را به همه‌ي مدارس مفيد بكشانيد تا در شوراي مديران، رأي موافق بگيريد. اين ستاد حتي آمادگي دارد در صورت تأمين امكانات و اعطاي اختيارات اوليه، اجراي پروژه‌هاي كوچك زيربنايي را در سه دبيرستان به عهده بگيرد.
هر چند با مقدمه‌اي كه در تحليلِ بينش و منش مديريت مجتمع آورده‌ام، بسيار بعيد مي‌دانم كه در شرايط كنوني پذيرش چنين طرح كلاني برايشان ساده باشد؛ اما وظيفه دانستم تا در اين مقطع تاريخي آخرين پيشنهاد خود را براي برون رفت از وضعيت نامطلوب جاري بيان كنم و بدين ترتيب از روند فعلي اجراي برنامه‌هاي مربوط به شهدا در دبيرستان كناره‌گيري نمايم.
همراهي امثال من با سيستمِ جاريِ فعلي، معنايي به جز پذيرفتنِ خطاهاي آشكارِ برنامه ريزان و مديران مفيد در اين زمينه ندارد. مطابق عهدي كه با خود بستم، بعد از اين هرگز درگير روزمرگي‌هاي هفته‌ي شهدا نخواهم شد.
...


والسلام عليكم
اول ارديبهشت ماه 1386
تهران
 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
جوملای فارسینوید ایرانیان